|
شعر و ترانه
|
یه قایق شکسته ام توساحل خیس چشات
مثل یه موج میای میری!یه عمره موندم زیرپات
توحسرت ماهی گیرام که توربذارن روسرم
کولی دریاها بشم خشکی روازیاد ببرم
هردفعه موجی میرسه میگم که موج آخره
یکی میگه باهاش برواین یکی باوفاتره!
وقتی به ساحل می زنه تواوج مهربونیه
واسم ترانه میخونه چه موج مهربونیه
پرمیکنه وجودمو ازآبیای عاشقی
لونه میسازن روتنم مرغابیای عاشقی!
برای تخته پاره هام میده امید رفتنو
میاد وزنده میکنه رویای کشتی شدنو
میگه بیا که آسمون دیگه کلک نمی زنه
به زخم قایق خودش دریا نمک نمی زنه
*******
تکون آخرو نداد دستای تو پری!پری!
مثل یه شعر ناتموم نداشتی بیت آخری
چشمای تو ازم گرفت یه فرصت پاشدنو
نذاش سیاه لعنتی یه لحظه دریا شدنو
چیزی نموند ازم به جزیه تخته که قلب منه
آبی خیس دست تو قلبموداره میشکنه
میگه به باد لعنتی یه قایق رفته به باد
وقتی که بادبونی نیس میخواد بیاد میخوادنیاد!
توچنگ سردماسه ها یه عمره موندنی شده
اون قایق دکل طلا !حالا سوزوندنی شده
حسرت شهر بندری داره دیوونش میکنه
صدای سوت کشتی ها آره دیوونش میکنه
آی موج آخری بزن!تموم کن این ترانه رو
منو ببر!بدون من نرو!تو روخدا نرو...
مهدی خادملو